«مرثیه‌ی ابوعتا» داستان مردی به نام «ابوعتا» و عشق او به دختر هارون را روایت می‌کند. ابوعتا جوان ایرانی‌تبار و شاعری چیره دست معاصر با امام کاظم علیه‌السلام بود که به سبب استعداد ذاتی‌اش به دربار هارون راه یافت. او عاشق «نعیمه»، دختر یکی از امرای دربار شد، اما به سبب نداشتن جایگاه ویژه و ثروت، در رسیدن به عشقش ناکام ماند. ابوعتا مغضوب هارون شده و به زندان میافتد. او در این زمان در زندان با امام کاظم علیه‌السلام آشنا می‌شود و اتفاقاتی برای او رخ می‌دهد که زمینه‌ساز تحول و دگرگونی روحی او می‌شود. آشنایی با وجود مبارک امام کاظم(ع) و کراماتی که از حضرت می‌بیند، زمینه دگرگونی فکری و روحی او را فراهم می‌کند و این آغازی برای زندگی و تولدی دوباره است برای ابوعتا؛ چرا که عشق زمینی او در همراهی با امام(ع) و آشنایی با معارف اهل بیت(ع) به عشقی آسمانی بدل می‌شود.
_برشی از کتاب: «مسیب اشک‌هایش را پاک کرد. اطراف را با احتیاط نگاه کرد و با صدایی آرام‌تر گفت: دو شب پیش مسرور، پیشکار مخصوص هارون، با شیشه‌ای زهر که یحیی‌بن‌خالد برمکی آن را تهیه کرده بود، به زندان آمد و دستور قتل امام را به سندی‌بن شاهک ابلاغ کرد. من که از دیدن پیشکار در این‌جا متعجب شده بودم و شیشه‌ای زهر را دیده بودم، سندی‌بن شاهک ملعون را زیر نظر گرفتم. او چند خرما را آغشته به زهر کرد و برای موسی‌بن‌جعفر برد و شد آنچه نباید می‌شد!
و دوباره گریه‌اش شدن گرفت.»
مرتبط با این کتاب

نظرات کاربران
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.