جریان تفکر عملگرایانه در واقع پیش از همه در امریکا و انگلستان ظاهر شد، اما به هیچ روی محدود به این سرزمین ها نماند؛ و در حدود سال 1900 بویژه در آلمان هواداران بسیار یافت.از لحاظ نظریه ی شناخت، عملگرایی اصولا عبارت است از متحد کردن شناخت ناب نظری و چاره گری و بازگرداندن حقیقت، به سودمندی. اما این مبانی را هر یک از عملگرایان در حدود مختلفی به کار می بردند.
در زیر نفوذ برگسون، در همان آغاز سده ی بیستم، در فرانسه مکتبی گسترده تشکیل یافته بود که در عین حال از انتقاد دانشها و عملگرایی انگلیسی - امریکایی تاثیر پذیرفته بود و در مسیر زیستگرایی و عقلگریزی حتی از خود برگسون نیز فراتر رفته بود.
تکامل اندیشهٔ دلوز از این حکایت دارد که وی توجه خود را به‌طور پیاپی به مجموعه‌ای از نویسندگان سنت فلسفی متمرکز می‌کند و از هریک پرسشی خاص را مطرح می‌کند. کار دلوز در باب برگسون، نقدی بر هستی‌شناسی منفی وارد می‌سازد و به‌جای آن نوعی حرکت تماما اثباتی هستی را مطرح می‌کند که بر یک تصور فاعلی و درونی از علیت تکیه دارد.
مرتبط با این کتاب