معرفی کتاب
در روایات بسیاری امر و ترغیب شده که مومنین تلاش کنند تا به آداب الهی مودب شوند. در روایتی آمده است: «تادبوا بآداب الله» ای مومنین! به آداب الهی مودب شوید.
در روایتی از علی علیه اسلام آمده است: «من تادب بآداب الله عزوجل اداه الی الفلاح الدائم»، اگر کسی به آداب الهی مودب شود، همین ادب او را به رستگاری جاودانه می ‏رساند.
اگر انسان به آداب الهی مودب شود، در آداب انسانی نیز به حد کمالش رسیده و هیچ نقصی ندارد؛ پس آن چیزی که برای ما مطلوبیت دارد و باید آن را در نظر بگیریم این است که خود را به آداب الهی مودب سازیم.
متن بالا بریده ای از کتاب تازه منتشر شده از آیت الله مجتبی تهرانی است. کتاب یکم از مجموعه «ادب الهی» که به تادیت نفس پرداخته است. کتابی ممتاز، که به سبب ویژگی‏ های منحصر به فرد و بدیعش در این عرصه یکه‏ تاز خواهد ماند.
مجموعه کامل این مباحث که به کلیات مباحث تربیتی از دیدگاه اسلام می پردازد در دو نوبت، یکی در سال های 1373 در جلسات عمومی ایشان ایراد گردیده و بعد از یک وقفه چند ساله، مجددا در سال 1388 ادامه پیدا کرده است. تعداد این جلسات که بیش از 150 جلسه است در پنج جلد منتشر خواهد شد.
مباحث کتاب از معیار ارزش انسان آغاز می شود. ادب و هدف انسان دو معیاری که مطرح می شود. پس از نقد دیگر معیارها وارد بررسی مفهوم ادب می شود. و انواع ادب را به ادب انسانی و الهی تقسیم می کند و حدود هر یک را مشخص می کند و نوعی نقدی تلویحی بر مدعیان اخلاق انسانی وارد می کند که ناشی از تبیین صحیح حدود اخلاق انسانی و الهی است.
بررسی رابطه عقل و ادب به عنوان ریشه مبحث بعدی کتاب است. و بعد از تقریبا 6 جلسه بیان مقدمات مطلب اصلی آغاز می شود. کمی باید حوصله کرد تا به مطالب جذاب‏تر کتاب رسید. پس از بیان 4 نوع ادب الهی، ادب عقل، قلب، نفس و خیال به لوازم و کیفیت تحصیل ادب الهی می پردازد. در ادامه کتاب بیشتر به راه کارهای عملی تادیب نفس وارد می شویم.
برای نمونه در صفحه 177 کتاب درباره شیوه ضبط خیال می فرمایند:
انسان اگر بخواهد «ضبط خیال» کند، راهش این است که تصمیم بگیرد هر بار خیال باطل در ذهن او خطور کرد، ذهنش را منصرف کرده و خود را مشغول خیال خیر کند. در بحث مهار غضب نیز چنین راه کاری در روایات وجود دارد. مثلا در روایتی دارد حضرت به کسی که خشمگین می شود می‏گوید: اگر ایستادی، بنشین؛ اگر نشستی بلند شو یا نماز بخوان. به این دسته از کارهای می گوییم: «صوارف»؛ یعنی اموری که انسان را از آنچه در نظر دارد منصرف می کند....
و اما ویژگی‏ های این کتاب:
این کتاب متن پیاده شده سخنرانی «حاج مجتبی تهرانی» است. ایشان یکی از شاگردان خاص حضرت امام(ره) بوده اند. استفاده از احادیث و روش برداشت از آنها بسیار شبیه چیزی است که در کتاب شریف اربعین امام خمینی می ‏بینیم با این تفاوت که تا حد امکان با بیانی ساده و همه فهم همراه شده است. جمع زبان ساده و پرداختن به عمق روایات چیزی است که از کسانی برمی آید که تسلط کامل نه تنها بر منابع روایی که کل معارف دینی داشته باشند و این ویژگی در ایشان به نحو تمام وجود داشت. چیزی که اگر به آن تصریح هم نشود از مطالعه کتاب به آن پی برده می‏شود. شما صرفا با یک استاد اخلاق روبه رو نیستید بلکه با یک فقیه رو به هستید که چارچوب علمی و مشخصی برای برداشت از احادیث و منابع دینی دارد.
از دیگر ویژگی‏های خاص کتاب «غنای محتوایی» در کنار عدم پرداختن به حواشی و آوردن داستان و مواردی از این قبیل است. به طوری که شما با یک تبیین دقیق که تنها بر پایه آیات و روایات استوار است روبه رو هستید نه ملقمه ای از نظرات شخصی که برای اثباتش به آیات و روایات تمسک شده است.
«نظم فوق العاده» و بیان مقدمات لازم از دیگر ویژگی‏های این کتاب است. با توجه به اینکه مطالب به صورت سخنرانی بوده است و بعد در همان قالب جلسات مجزا تنظیم شده است، با این حال نظم دقیق و چارچوب بحث و ارتباط مباحث کاملا مشهود است.
متن کتاب روان است. از اصلاحات فنی کمتر استفاده شده است و هرجا به ضرورت از مباحث فلسفی و منطقی استفاده شده است توضیحات لازم بیان شده است.
ویژگی مهم این کتاب «همراهی نظر و عمل» است. در اصل هدف کتاب این است که راه کارهای عملی، از دل تلاش‏های نظری بیرون بیاورد. نه اینگونه است که نسخه ای بپیچد و دوایی تجویز کند بدون آنکه بگوید علت و سبب آن چیست! و یا مطلبی بیان شود که برای مخاطب ثمره عملی نداشته باشد.
ظاهر و کیفیت ظاهری کتاب هم خوب طراحی شده است. از طراحی جلد تا قلم کتاب، از فهرست بندی و موضوعات فرعی و اصلی با کیفیت مناسبی کار شده است.
گزیده کتاب
طبق معارف ما ادب کردن عقل قلب و جمیع ابعاد وجودی انسان چه از نظر حدوث و چه از نظر بقا در اوان جوانی کاربرد قوی تری نسبت به بقیه عمر دارد. علی (ع) هنگام مراجعت از جنگ صفین در منطقه حاضرین از نواحی صفین نامه مفصل به امام حسن (ع) نوشتند که در بخشی از آن آمده است «من پیش از آنکه دلت سخت شود و عقل و خردت گرفتار شود به ادب کردن تو مبادرت ورزیدم» یعنی پیش از آنکه دلت به غیر خدا تعلق پیدا کند. محبت او را در دلم کاشتم و عقلت را آشنای با عقائد صحیح الهی نمودم.
مرتبط با این کتاب

نظرات کاربران
علی رضا
مفید و عالی
علی عالی
بسیار عالی
محمد سلیمانی
خوب
محمد سلیمانی
خوب