الف: مهمانی
در فرهنگ لغت فارسی، مهمانی واژ های است که معانی
زیر برای آن ذکر شده است:
لغ تنامه دهخدا: میهمانی. سور. ضیافت با فعل کردن و
دادن و رفتن صرف شود. مهمان کردن. دعوت.
فرهنگ لغت عمید: جمع شدن عد های با رابطۀ
خانوادگی یا دوستی در مکانی که میزبان تعیین کرده.
ضیافت. مهمانی دادن: )مصدر لازم( کسانی را دعوت
کردن. مهمانی ساختن.
ب: دعوت
برای دعوت نیز معانی خاصی ذکر شده است:
لغ تنامه دهخدا: خواندن. خواهش و طلب. خواندن
کسی را برای دادن طعام و غیره. خواهش آمدن
کردن از کسی جهت طعام و جز آن و درخواست و
خواهانی جهت ضیافت و مهمانی. به ضیافت یا برای
کاری خواستن. به مهمانی خواندن. به طعام خواندن. به
میهمانی خواستن.
مرتبط با این کتاب