سیزده

سید علی سهیل میرصادقی

ناشر : بارسا

قیمت : ۸۰,۰۰۰ ریال  

افزودن به سبد خرید

اضافه به علاقه مندی ها
  • درباره کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره ناشر
  • نظرات
معرفی کتاب:
وقتی از من خواستند خلاصه ای راجع به داستان سیزده بنویسم
ساعت ها فکر کردم ام نشد ، چون اصلا سیزده یک کتاب نیست
یک داستان نیست یک سفر است که هرکس می تواند به شیوه خودش آن را به پایان برساند .
من در این کتاب کنار شما هستم ، شما را جذب می کنم ، اما وقتی به خودتان می آیید می بینید که دیگر کنارتان نیستم.
و آنگاه شما زندگی جدیدی می توانید داشته باشید .
توضیحات:
«سیزده» داستانی نوشته سیدعلی میرصادقی (-۱۳۶۰) است. میرصادقی از ۱۸ سالگی در زمینه مشاوره تحصیلی و روان شناسی موفقیت نوجوانان فعالیت دارد و تا کنون تالیفاتی نیز در این زمینه داشته است. میرصادقی درباره کتابش می نویسد: وقتی از من خواستند که خلاصه‌ای راجع‌به داستان «سیزده» برای پشت جلد بنویسم، ساعت‌ها فکر کردم؛ اما نشد. چون اصلا سیزده یک کتاب نیست. یک داستان نیست. یک سفر است که هرکس می‌تواند به شیوه خودش آن را به پایان برساند. من در این کتاب کنار شما هستم، شما را جذب آن می‌کنم اما وقتی به خودتان می‌آیید، می‌بینید که دیگر کنارتان نیستم و آن‌گاه شما وارد زندگی جدیدتان می‌شوید: ساعت‌های قبل خواب را خیلی دوست دارم. تنها زمانی است که آزادم؛ آزادی به وسعت یک تخت و چند متر جلوتر تا دم در اتاقم. هر چند که می‌فهمم در اتاقم آنقدر شل نیست که خودش بعضی وقتها باز شود یا آنقدر هوشمند نیست که خودش بسته شود!! من هم مثل خیلی‌های دیگر در زندانم چک می‌شوم، برای همین مجبور هستم زانوهایم را موقع خواب به حالت قائم دربیاورم تا لحاف روی آنها بشود سنگرگاه موبایلم. صفحه‌ی بازیگرای سینمای این وری و اون وری، مدل‌های اون وری و چرندیات یه سری ادمین خل و چل و استاتوس‌های دوست‌های دیوانه‌ام را بالا و پایین می‌کنم. من هم صفحه دارم اما بدون هیچ پستی. پدرم تازگی‌ها توی اینستا می‌چرخد و بامزه این که به من می‌گوید "با این سنت خجالت نمی‌کشی همش توی موبایلتی؟" عکس پروفایلم، جانی دپ است. اینطوری فقط پدر جانی دپ نگران می‌شود که بچه‌اش صفحه دارد، آن هم با دوازده فالور امین و محرم که معلوم نیست چی منو فالو می‌کنن؟!
معرفی کتاب:
کتاب سیزده یک داستان نیست، سفری است که هر کس می‌تواند به شیوه‌ی خودش، آن را به پایان برساند. علی میرصادقی در این کتاب انگیزشی به شما جهت رسیدن به اهدافتان کمک می‌کند.
در بخشی از کتاب سیزده می‌خوانیم:
خدای ناعادل جهان کمی مهربان باش!! چرا عده‌ی کمی از بندگانت بسیار زیاد دارند و عده‌ی زیاد دیگر، بسیار کم دارند و معلم پرورشی مدرسه‌ی ما از صفوف کم جمعیت نماز ظهر مدرسه، از دست ما ناراحت است؟
چرا از دست تو ناراحت نیست؟
بی‌خیال حاتمی‌کیا می‌شوم تا خواهرم را پیدا کنم، اما او قایم با شک را با سک‌سکی غافلگیرانه در لحظات مرور خاطراتم، تمام شده دانسته. تکیه دادنش به صندلی ماشین و به بیرون نگاه کردنش، این را می‌گوید.
معرفی کوتاه:
کتاب حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آن‌ها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان می‌خوانیم: «با همان لباس سفید کاراته‌ام در راهروی جلوی سالن تمرین، دقیقا همان‌جایی که پدر مادرها، بچه‌هایشان را به باشگاه می‌آورند، خیس و عرق کرده منتظر ایستاده بودم که از سالن تمرین بیرون بیاید».
بارسا یعنی آغاز راه و حتما می دونید که تمام آدم های موفق دنیا بارسایی هستن؟! چونکه اونها تنها کسانی هستن که می دونن هرچقدر هم که بدونن، بازهم هیچی نمی دونن. پس می خونن، توی اتوبوس، در مطب دکتر، قبل از خواب، بعد از صبحانه، در مترو، در ترافیک آره، همه جا ...