تکثیر تاسف برانگیز پدر بزرگ

نادر ابراهیمی

ناشر : روزبهان

قیمت : ۵۰,۰۰۰ ریال  

افزودن به سبد خرید

اضافه به علاقه مندی ها
  • درباره کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره ناشر
  • نظرات
قهرمان این رمان تخیلی – علمی، پدربزرگ، قربانی یک اشتباه است؛ اشتباه دوستانی مصلحت‌اندیش که فقط خیر او را می‌خواهند. اما این خیر‌خواهی، در عصر رایانه‌ها و لیزر‌ها و انرژی خورشیدی و اعضای مصنوعی و مهندسی ژنتیک به بهای گران تمام می‌شود، به از دست دادن پدربزرگ،‌با آن سبیل‌های سفیدش،‌حکایت نگاهش، با لبخند‌ها، خشم‌ها و مهربانی‌هایش، با فردیتش. فاجعه از اعتنا نکردن به حرف خود پدربزرگ آغاز می‌شود. که مرتب می‌گفت: شما به چه حقی فکر می‌کنید که مصلحت مرا بهتر از خودم می‌دانید؟ چرا خود را مجاز می‌دانید به جای دیگران درباره‌ی منافعشان تصمیم بگیرید؟
نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد.ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودکان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران و چندین جایزهٔ دیگر را هم دریافت کرده‌است. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را به‌خاطر داستان بلند و هفت جلدی «آتش بدون دود» به‌دست آورده‌است.او در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶خرداد ۱۳۸۷ درگذشت.
انتشارات روزبهان ازسال۱۳۵۶ تاکنون جزء قدیمی ترین ناشرانی ست که در سالهای اخیر افتخار نشر آثار استاد نادر ابراهیمی را نیز به کارنامه موفق خود افزوده‌است.
این انتشارات در زمینه های ادبی، هنری، سینما و تئاتر، روانشناسی، تاریخی و‌اجتماعی و مهندسی فعالیت دارد.
  • رضا من نالیدم. یادم هست که نالیدم. تمام دلگرمی ‏ام به همان سر نیمه ‏انسانی بود. یادم است که چگونه نالیدم: ذلیل توییم پدربزرگ! مانده‏ ی توییم، درمانده ‏ی توییم. خجلیم. سرافکنده ‏ییم. چه کنیم اما؟ تو که می‏دانی. ما پرواز نکردیم، قدم‏ به ‏قدم راه ‏آمدیم. ما نمی ‏دانستیم که هر مصیبتی، فی‏ حدذاته بی‏ نهایت بزرگ است، و باوجوداین، هر مصیبتی از مصیبت قبلی بزرگ ‏تر است. حال، سر عزیزت را بردارند که چه بشود؟
  • رضا من تحت شرایطی، ممکن است علی رغم میل و اعتقادم فریاد بزنم:"زنده باد ظلم! جاوید باد فساد! پیروز باد استبداد! برقرار باد تمدن" اما این فریاد از قلب و مغز من برنمی خیزد؛ و مهم این است که هم من که فریاد زننده ام این را می دانم، همان آنکس که مرا تحت شرایط قرار داده و همان جهان خاموش ناظری که هیچ نقشی در این واقعه ندارد. این فقط نمایشی از درماندگی استبدادگرایان است.