دانلود اپلیکیشن



مدیر مدرسه

جلال آل احمد(مترجم)

ناشر : پاتوق کتاب

قیمت : ۰ ریال  

افزودن به سبد خرید

اضافه به علاقه مندی ها
اطلاعات بیشتر
  • درباره کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره ناشر
  • نظرات
مدیر مدرسه، داستان معلمی است که از درس دادن و سر و کله زدن با بچه‌ها خسته شده و می‌خواهد به‌عنوان مدیر مدرسه در واقع در مدرسه‌ای دورافتاده به استراحت بپردازد. برای این کار با رشوه مدیریت مدرسه‌ای دورافتاده را تصاحب می‌کند؛ اما با دیدن اوضاع آنجا و مشکلاتش و نیز تبعیضهایی که در مورد بچه‌ها می‌بیند، سرانجام استعفا می‌دهد. جلال در این داستان نسبت به تمام ناهنجاریها و خلافهای اداری زمان خودش فریاد اعتراض سرمی‌دهد و آن را به زیبایی هرچه تمامتر نمایان می‌کند. مدرسه‌ای که مدیر جدید وارد آن می‌شود، ساختمانی است که پول‌داری، به نیت گران شدن زمین، آن را در جایی دورافتاده بنا کرده و برای مدت زیادی وقف آموزش و پرورش کرده تا پس‌از رفت و آمد زیاد، در اطراف آن خانه‌سازی شود و زمینش به هزار برابر قیمت اولیه‌اش برسد و به این ترتیب هم خیر دنیا و هم خیر آخرت نصیبش شود و برای اینکه همه بدانند که او آدم خیری است، نامش را به صورت کاشیکاری در بالای ساختمان مدرسه حک می‌کند. جلال در این داستان به رشوه‌دهی و رشوه‌گیری در ادارات نیز اشاره می‌کند
جلال در سال 1302 در محله سید نصرالدین از مجله‌های قدیمی شهر تهران در خانواده‌ای روحانی و اصالتا اهل طالقان به دنیا آمد. کودکی وی در محیطی کاملا مذهبی گذشت. پدر جلال تمام سعی خود را بکار بست تا از او جانشینی برای خود پرورش دهد. اما کوشش‌های پدر در تربیت مذهبی کودک به ناکامی انجامید و پس از پایان یافتن دوره تابستان جلال روانه بازار کار شد تا حداقل حرفه‌ای برای گذران زندگی خود بیاموزد. جلال روزها به کارهایی چون ساعت‌سازی، سیم‌کشی برق، چرم فروشی و ... می‌پرداخت و شب‌ها دور از چشم پدر در کلاس‌های شبانه مدرسه «درالفنون» به تحصیل خود ادامه می‌داد. دوران دبیرستان او نیز مصادف با جنگ دوم جهانی بود. در همین دوران پدر به دلیل حضور برادر بزرگ‌تر جلال در نجف، شرایط را برای اجرای خواست قلبی خود فراهم دید و بار دیگر فرزند جوان خود را روانه نجف کرد تا به تحصیل علوم حوزوی بپردازد. اما جلال بیش‌تر از دو ماه زندگی با برادر را تاب‌ نیاورد و به ایران بازگشت. پس از بازگشت از نجف در سال 1322 وارد دانشسرای عالی شد و در سال 1325 در رشته ادبیات فارغ‌التحصیل شد. جلال در سال 1324 با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال مجموعه داستانی به نام «دید و بازدید» را منتشر کرد. وی در سال 1326، به عنوان آموزگار در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و در همین زمان تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی ادامه داد. او در رسال 1327 در اتوبوس اصفهان به تهران با سیمین دانشور، داستان نویس و مترجم معاصر، آشنا شد و در سال 1329 با وی ازدواج کرد. آل احمد در سال 1330 پیش از آنکه از رساله دکترای خود با عنوان «قصه هزار و یک شب» دفاع کند، تحصیلات دانشگاهی خود را نیمه کاره رها کرد. در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» جلال بی‌علاقگی خود را نسبت به دریافت درجه «دکترا» به کم سوادی برخی از استادان دانشگاه مربوط دانست. جلال همچنین در دیدار با علی شریعتی از نیمه کاره رها کردن تحصیلات تکمیلی خود به عنوان «موهبت» یاد کرد. این نویسنده و مترجم در 18 شهریور 1348 پس از سال‌ها قلم زدن در عرصه‌های مختلف نوشتاری در حالی که در کلبه‌ای در جنگل‌های اسالم گیلان زندگی می‌کرد، دارفانی را وداع گفت.
گروه نرم افزاری پاتوق کتاب سعی بر آن دارد تا با فراهم کردن کتاب ها و مقالاتی که تجدید چاپ نشده و یا از حق تالیف برخوردار نیستند ولی در عین حال مخاطبان خاص خود را دارند شرایطی را فراهم آورد که دوستاران کتاب و کتاب خوانی لذت مطالعه و حتی تجربه حس کتاب خوانی دیجیتال را به صورت رایگان بدست آورند.